که بهش گفتم ساکت شه و راه بیوفته٬ استرس دارم.
خ. دلم تنگ شده بود.. :)
بشنوید
خ. بننده خوبم. درحال بازسازی بعضی جنبه های زندگی می باشم. تشکر از احوال پرسی هاتان.
خ.. می بخششید برای پست قبلی و پست بعدی. و معذرت خواهی که فرصت نمی کنم کامنت ها رو پاسخ بدم.
خ. نظر بنده اینه که دیازپام وبلاگ خوبیه.. بشنویدش.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
به نظرم می تونم با دستور زبان ازدواج کنم.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
Tempest sonata n.17
جناب آقای بتهوون
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
الان گلدونتو دیدم یاد گلای خودم افتادم :(
کاکتوسم داره می پوسه و کاری از دستم بر نمیاد
شمعدونیمم بی حال شده :هق هق
نازلیت با اینکه قهر کرده ولی چیزی از قشنگیش و ناز بودنش کم نمیشه! :) اصن خدا حفظش کناد :))
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
من هم. خونه برام تنگه. من که خونه ندارم اصلا.. خونه ی من شهر منه. به خیابوناش٬ به کوچه و پس کوچه هاش وابسته م.
امروز که کسی نیومد.. پیاده برگشتم. یک ساعت و ربع پیاده راهه از چهارراه ولیعصر تا چهارراه معزالسلطان که خونه ی مام بزرگه. انگار وقتی راه میرم٬ انگار وقتی پیش آدمای غریبه م حالم بهتره.
میدونم که تو دلت باور نمیکنی ولی میفهمم. این دلتنگی رو٬ این ناراحتی رو٬ این بختکی که میوفته به جون آدم.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
من نمی دونم اینجا چیکار میکنم. من نمیدونم آینده چی میخواد بشه. ولی کاش مثل امروز لذت بخش باشه زندگی. کاش همین قدر نزدیک باشه به دل من. دلم برای امروز تنگ میشه :)
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی